چرا روابط عمومی در کشور آمریکا شغل پر استرس محسوب میشود.

آیا احساس استرس می کنید؟ منظورم این است، واقعا دچار استرس شده اید، یا موهایتان می ریزند و احساس می کنید که خالی الذهن شده اید و تنها راهی که می توانید آرام شوید این است که با تماشای یک فیلم طنز در تلویزیون، پاکسازی و تکرار آن باز هم این شرایط عوض نمی شود؟ در این حالت باید بدانید که شما می دانید، دچار استرسشده اید!

خوب، بر اساس CareerCast.com شما در حال حاضر یکی از هفت شغل پر استرس امریکا را دارید. در اینجا ما به توصیف مباحثی سرگرم کننده در این حوزه می پردازیم:


متخصصان روابط عمومی مسئول تولید و حفظ یک تصویر مثبت در میان عموم مردم برای شرکت ها، نهادهای غیر دولتی و آژانس های دولتی هستند. آنها عموما مسئول ارائه سخنرانی ها و آماده سازی آنها هستند، اغلب در روبروی توده های مخاطبان خود قرار دارند. این حوزه بسیار رقابتی است، که اغلب شامل مسائلی کاملا قابل مشاهده، فرصت های محدود، استرس های طولانی در درجه بالا برای متخصصان این حرفه می شود. برخی مدیران اجرایی روابط عمومی نیازمند تعامل با اعضای بالقوه متخاصم شان در رسانه ها هستند و به ویژه بعد از یک فاجعه این مساله بسیار حساس می شود.

درست است، اما چگونه در جهان می توانیم با سربازان داوطلب، آتش نشانان، خلبانان خطوط هوایی، ژنرال های نظامی، و افسران پلیس (درجه پنج، به ترتیب) جفت شویم؟ خوشحال شدم که این سوال را پرسیدید. در اینجا به چند دلیل برای این مورد پاسخ می دهم:


۱٫ مشتریان. بله. برخی از ما بسیار خوشوقتیم که یک مشتری با داستان هایی داریم که دائم در حال وقوع هستند. شما داستان، پیچ، و منبع را پیدا می کنید. این زمان خوبی است. شما قادر هستید نشان دهید که چرا آنها این اندازه هوشمند بودند که یک گل میخ را مانند شما استخدام کنند و رئیس شما تایید کرده است که اجازه ندهند که شما بروید تا از درآمد و حقوق شما برای خرید ماشین کپی استفاده کنند.

 (جمله کنایه دار) درست است. خوب؟ آنگاه، برخی از افراد مشتریانی را می گیرند که معتقدند «گره کرواتشان» به گونه ای خلاقانه جهان را تغییر خواهد داد و فکر می کنند که این «اپرا یا نیم تنه» ای اعطا شده است، شما تنها محدودیت بودجه دارید، هیچ دسترسی به مدیر عامل ندارید و بله البته، این بدین دلیل است که همه کارهایتان به این و آن حواله شده است… اما شما حرکت می کنید. پیچ می کنید و تلفن را برمی دارید و اعتبارتان رو به چرخش به سمت پایین حرکت می کند و برای چه؟ «های، آیا هنوز هم اپرا فراخوان داده است؟»


۲٫ گردش مالی. شما یک تماس دارید، یکی که به او اعتماد کرده اید. علاوه بر این، این تماس به شما اعتماد دارد، نه برای اینکه اقناع کردن های مزخرفتان نمی توانند به تبلیغات شخصی برسند. آنگاه، آنها مانند یک غبار در هوا ناپیدا می شوند. رفته است. هیچ می دانید چرا؟ اخراج. رسانه سنتی به سرعت رو به زوال است و کلاه گیس دونالد مغلوب یک روز گرم در تگزاس می شود. (جمله کنایی) شما تحقیق را با استفاده از شرکت های روابط عمومی سیزن و وکوس انجام می دهید، اما فایده ای ندارد. هیچ چیزی از آنها در نمی آید. سپس شما به تبادل نظر خبرنگار سابق برای شیوه زندگی فنی می پردازید. درام.


۳٫ تعریف. یک مقدار فراتر از تعریف صحیح روابط عمومی است. خوشبختانه، انجمن روابط عمومی امریکا «اس» بزرگ را در سینه انبوه خویش شکسته است و آنها بر روی آن کار می کنند. از همه مهمتر، اینکه چگونه ارزش کمی آن را پیدا کنیم قدری مشکل است. مطمئنا، مشتریان درک می کنند که «ارزش تبلیغاتی معادل» آن چه اندازه است اما این کار از مد رفته است. مطمئنا آهنگ استرس شما، سهم صدا، و تصویر کلی، اهمیت دارند اما وقتی که مشتری شما یک صدای خرد شدن است، شما می شنوید که واژه های محبوب در ذهنتان بدین شکل زنگ می زنند: «R-O-I.» که به معنای ارزش افزوده است. بنابراین شما با زحمت زیاد به ۸۰ ثانیه و AVE رسیده اید. فقط به هیچ کسی نگویید که در عملکرد بعدی گه می کنید.

بنابراین، نگاهتان را به شرکت های دیگر بدوزید. زندگی می توانست بدتر از این باشد. شما می توانید با آتش سوزی، شلیک گلوله و یا پرواز کورکورانه مبارزه کنید. سپس، برخی از شما در حال حاضر انجام می دهید.

منبع: انجمن متخصصان روابط عمومی ایران

/ 0 نظر / 12 بازدید