درباره ی ارتباطات - روابط عمومی...

وبلاگ شخصی ناب دل بهروزی "لیسانس علوم ارتباطات - روابط عمومی"

جهانی شدن روابط عمومی

مفهوم جهانی شدن

جهانی شدن مجموعه ای از فرایند های که منجربه یکپارچگی ووابستگی متقابل اقتصادی – فرهنگی – فنی – زیست محیطی واجتماعی بین کشورهای دنیاواحتمالا کم رنگ شدن مرزهای جغرافیای می شود .

درهمین رابطه برخی نیز می گویند جهانی شدن فرایندی است که شیوه زندگی مردم دنیا را استاندار می کند والگوهای تولید ومصرف را یکسان می سازد .

1-  جهانی شدن :

1-  مفهوم جهانی شدن نسبی است  ومطلق نیست 2- مفهوم جهانی شدن بستگی به موضع تعریف کننده یا نوع نگرش تعریف کننده دارد 3- جهانی شدن یک فرایند است 4- جهانی شدن یا جهانی سازی

نکته :جهانی شدن یک پدیده مطلق نیست چون از منظرهای مختلف می توان تعریف کرد.(اقتصادی – فرهنگی – سیاسی – اجتماعی وغیره )

2- تعریف فرایند:

مجمواعه ای از عوامل مرتبط با یکدیگرکه به صورت پویامنجربه یک تحول یا فعل وانفعالات می شود.درواقع فرایندناظربراین مسئله است که یک عامل موجب پدیده آمدن یک واقع نمی شود.

3- تفاوت جهانی شدن وجهانی سازی ک

جهانی شدن یک پروسه ( فرایند)است ولی جهانی سازی یک پروژه(یک برنامه )است .

4- تعریف جهانی شدن:

دریک دید کلی می توان جهانی شدن را معادل یک پارچگی فراگیربودن تعریف کرد. جهانی شدن نشانه پایان دولت درعرصه تعاملات جهانی ونزدیکی فردفرد انسانها با یکدیگراست . بارزترین نماد حذف دولت ملت از عرصه تعاملات جهانی یا نظام بین المللی می باشد.

5- تاریخچه چهانی شدن .

1- دوره رنسانس – دوره رنسانس ازیک جهت جهانی شدن نقطه آغازتحول ویا خروج از سنت ورفتن به مدرنسیم ( به عبارتی تکامل انسانها ازسنت به عفلانیت ) که از سال 15 میلادی اتفاق افتاد . رنسانس یعنی تولد مجددعلم . با اختراع ماشین چاپ دراواخرقرن 15دهم میلادی جهانی شدن کلید خورد .

2- ویژ گی های انقلاب صنعتی – 1- تغییرتولید ازشکل دستی به ماشینی – بارزترین آن اختراع ماشین بخار الف- انباشت تولید ب- نیاز به مواداولیه صادرات ج- نیاز به صادرات د- شکل گیری استعمارو- شکل گیری مستعمرات وکشورهای تک محصولی ه- کشورهای متروپل

 5-  عصر ارتباطات واطلاعات

ازسال 1965-1960به بعد شروع شد   -  تمدن بشیریت از نظر مک لوهان 1- تمدن شفافی 2- تمدن کتبی 3- عصرارتباطات

نکته مارشال مک لوهان – وسیله همان پیام است

مارشال مک لوهان اولین کسی است که جهانی شدن را به عنوان دهکده جهانی بیان کرده است .

6-تاریخچه اصطلاح جهانی شدن یا جهانی سازی

از یک جهت جهانی شدن معادل شروع تحول ویا خروج از حوزه سنت درقرن 15میلادی می باشد که برمبنای این تغییرانسانها پس از طی مراحل تکامل فکری ازحوزه سنت گرایی به حوزه عقلانیت برمبنای رویکردهای صنعتی وسرمایه سالاری می نامند که اوج آن را می توان در20 سال گذشته دید .

 7- مفهوم جهانی شدن

جهانی شدن مجموعه ای از فرایند های که منجربه یکپارچگی ووابستگی متقابل اقتصادی – فرهنگی – فنی – زیست محیطی واجتماعی بین کشورهای دنیاواحتمالا کم رنگ شدن مرزهای جغرافیای می شود .

درهمین رابطه برخی نیز می گویند جهانی شدن فرایندی است که شیوه زندگی مردم دنیا را استاندار می کند والگوهای تولید ومصرف را یکسان می سازد .

جهانی شدن از اقتصادی عبارت است ازحرکت قیمت ها – تولیدات – دست مزدها – نرخ بهره به سمت شاخص های صنعتی ونظام سرمایه داری همچنین افزایش حجم وجریان سرمایه گذاری وانتقال آزاد سرمایه ودانش به سایرکشورها .

 8- جهانی شدن را می توان در9 قالب زیرتحلیل کرد .

1- نقش رسا نه های نوین شامل رسانه های دو طرفه ورسانه های بالا رو 2- نقش رسانه های سنتی جهانی ( شامل رسانه های پایین رو )  که امروزه تلویزیون ماهواره ها وپخش اینترنتی ( stream) 3- نقش ویژه اینترنت درارتقاء زبان انگلیسی 4- ارتقاء نقش اینترنت درتمام ابعاد اعم از سیاسی – فرهنگی – اجتماعی واقتصادی 5- نقش فشارافکارعمومی جهانی درتقویت نظم نوین وشکل گیری آن 6- تقویت سازمان های بین المللی نظیر سازمان ملل – شورای امنیت ودادگاه لایحه 7- نقش تجارت الکترونیکی در معاملات کوچک وبزرگ نظیرسازمان تجارت جهانی یا (دبل- تی –او) درتغییرات قوانین ومالکیت معنوی 9- نقش وارتقاءسواد رسانه ای وسواد اطلاعاتت درکشورهای دنیا

 نقد های جهانی شدن :

با وجود مباحث گسترده تاکنون حکم هیچ کس حکم کلی درباره خوب یا بد بودن جهانی شدن نداده است . مخالفان جهانی شدن معتقدند که کشورهای قوی وثروتمند به دلیل دراختیار داشتن امکانات گسترده ورسانه های قوی موجب تضعیف کشورهای کوچک وفرهنگ ها کوچک می شود . از سوی دیگر موافق جهانی سازی معتقدند این پدیده به استانداردسازی زندگی وارتقاء تفکروعلم کمک می کند به طور کلی دلایل مخالفین جهانی شدن یا مخالف با جهانی شدن عبارت اند از 1- مخالفت یا مخالفان کشورهای صنعتی 2- طرفداران محیط زیست 3- طرفداران بخشودگی کامل بدهی های کشورهای ضعیف 4- مخالفات بانک جهانی وصندوق بین المللی پول 5- طرفداران حفظ هویت هاوارزش های ملی .

یکی از دلایل مخالفت با کشورهای صنعتی مخالفت با عملکرد آنان که موجب شکاف طبقاتی شمال وجنوب شده است

نکته :رشد کمیت پذیرمی باشد ولی توسعه بحث های کیفی وهمه جانبه ویک جانبه را شامل می شود .

یک ازدلایل مخالفان محیط زیست با جهانی شدن به دلیل آسیب رسیدن به محیط توسط کشورهای صنعتی می باشد .

یکی ازدلایل طرفداران بخشودگی کامل بدهی های کشورهای ضعیف این است که رقابت وانحصاررا تنها دراختیارکشورهای صنعتی می باشد.

نکته : سیاست دامپین – یعنی شکستن قیمت ها به عبارتی ارزان فروختن از طرف کشوهای صنعتی .

یکی از دلایل مخاطبان بانک جهانی وصندوق بین المللی پول به دلیل اینکه این بانک وصندوق را کشورهای صنعتی اداره می کنند.

 یکی از دلایل طرفداران حفظ هویت هاوارزش های ملی این است که جهانی باعث حذف هویت وارزش های ملی درکشورها می شود .

 قالب های عمده درباره جهانی شدن :

عده ای از صاحب نظران معتقدند که این پدیده دارای قدمتی تاریخی چند صد ساله است وبرخی از صاحب نظران اعتقاد دارند این پدیده نوع وجدید به شماره می رود .

الف – قالب تاریخی یا قدمت تاریخی جهانی شدن . طرفداران این نظریه معتقدند که پروژه جهانی شدن از حدود 400سال قبل آغاز شده واین پدیده با جریان مدرنیزم هم ریخت شده . چرا که شاخصه های مدرنیز هم ریختی وجهانگیری آن می باشد . که یک فرایند برگشت ناپذیراست مدرنیزم پدیده یا جریانی است که درغرب آغاز شده جهان را درنوردیده وجهان را دگرگون وهمگانی کرد.مالکوم واترز معتقداست که برخی ابعاد جهانی شدن همیشه به وقوع پیوسته اما تا نیمه هزارم دوم توسعه این ابعاد همواره منظم نبوده است وی معتقد است جهانی دشن به طورمنظم از طریق توسعه امپراطوری های مختلف غارت وتاراج شده وتجارت جهانی ونیز گسترش آمارن های مذهبی تحول پیدا کرده است . ازهمین رو جهانی شدنی که امروزشاهد آن هستیم ناشی از تحولات قرون 15و16میلادی است . براساس طرفداران این نظریه تکنولوژی وفنونی که امروزشاهد آن هستیم از لحاظ فلسفی نتیجه افکار دکارت – بیکن – واز لحاظ علمی نتیجه افکار کلوپلروگالیله وازنظر زیست شناسی فروید است که تحولات وتاثیرات بزرگی برتغییرات جهانی ایجاد کرده اند همه اینها دست آوردهای داشتند که جهان شمول شده اند . یابرای نمونه عقاید سن سیمون توسط کارل مارکس واگوست کنت دچارتغییرهای متفاوت شد . مارکس دریکی از آثارخود جهانی شدن سرمایه دراینده را پیش بینی می کند او می گوید جهانی شدن قدرت طبقه سرمایه دار را به شدت افزایش می دهد وبازارهای جدیدی را برای آنها فراهم می کند . درواقع کشف قاره امریکا وگسترش راه های دریای به سوی آسیا موجب ایجاد یک بازار جهانی برای سرمایه شد . مارکس همچنین به وابستگی متقابل ملت ها اشاره می کند وپایان حیاط دولت ملت را از راه دست رسی طبقه کارگر به قدرت ونابودی تمام نهادهای سرمایه داری پیش بینی می کند که متناسب با آن استعمارفرد از فرد یک ملت توسط ملت دیگر پایان خواهد گرفت مارکس وبرعقلانیت را به عنوان حلال جهانی شدن می دانست او معتقد بود که عقلانیت از پروستانتزآغاز شد .و درتمام فرهنگ های اروپای سرایت کرد وتوانست تمام متفکرین نوع گرا را دراین چهارچوب فکری محدود کند  .

دورکیم با استفاده از میراث اندیشمندان بالا دست به ایجاد نظریه های تمایز فرهنگ زد او استعدلال می کرد که تا حدی که جوامع از لحاظ ساختاری از یکدیگرممتایز می شوند تعهد نسبت به نهادهای نظیر دوست باید تضعیف گردند . زیرا دولت ها درقلمرو خود بسیار تنگ نظر ومتعصب هستند .

به طور خلاصه باید گفت طرفداران نظریه قدمت تاریخی هنوز با حرارات زیاد می گویند پدیده جهانی شدن که امروز شاهد آن هستیم مرحله یا جریانی است که از گذشته شروع شده وامروز شکل جدیدی به خود گرفته است وعلت این تحول جدید را درکشف فناوری وارتباطات می دانند.

صاحب نظران قالب تاریخی یا کلاسیک : 1- کانت 2- دکارت 3- مارکس وبر4- سن سیمون

 قالب دوم :

طرفداران این نظریه  معتقدند که پس از آغاز فرایند مدرنیته به بویژه از قرن 16 به بعد انقلابات معتقدی درجهان صورت گرفته که چهره وسیمای جهان را دگرگون کرده است یکی از این انقلال ها پدیده جهانی شدن بوده است که تمام عصرهای مختلف اجتماعی – اقتصادی – فرهنگی – وغیره را دربرگرفته است  . آنتونی گیدئز دو رویداد معاصر که تاثیر بر جهانی شدن را دارد اشاره می کند .

1- وی جهانی شدن را قبل از هر چیز نتیجه تحولات دهه 60میلادی درنظام ارتباطی دانسته ورویداد دوم را ناشی از سقوط کمونیست دانسته است گیدئز فرو پاشی شوروی را امر تصادفی نمی داند او معتقد است تا دهه 70 میلادی کشورهای بلوک شرق به لحاظ اقتصادی با غرب قابل مقایس بودند اما بعدا این کشورها احساس کردند که به سرعت درحال عقب گرد هستند سیستم کمونیست که مبتنی بر اقتصاد دولتی وکنترل فرهنگی بود توان رقابت با اقتصاد الکترونیکی جهانی نداشت ونمی توانست درقلمرو رسانه های جهانی انجام وظیفه کند رژیم های سوسیالستی قادر نبودند از پخش برنامه ههای رادیوئی وتلویزیونی غرب جلوگیری کنند تلویزیون نقش بسیار مهمی درانقلاب سال 1989داشت به بدرستی به نام انقلاب های تلویزیونی نامیده شدند بدین گونه به نظر گیدئز این دو رویداد که طرفداران هدمت جهانی شدن نیز به آن اعتراف دارند یا یک سو فروپاشی شوروی از سوی دیگر سبب تسریع در فرایند جهانی شدن گردید اندیشمند دیگر رابردسون است که با برخورد تاریخ گرانه به فرایند جهانی شدن آن را اقتصادی می داند.

 نظرات رابرسون درخصوص جهانی شدن :

رابرسون اعتقاد دارد که جهان 5 مقطع تاریخی را پشت سرگذاشته تا به جهانی شدن  رسیده است .

1- از نیمه قرن 15 تا نیم قرن 18میلادی  الف عصر رنسانس ب انقلاب صنعتی ج رشد وپیشرفت

دوره رنسانس : الف – اثبات گرایی ب – تجربه گرایی

دوره انقلاب صنعتی الف – تولید از دستی به ماشینی تبدیل شد ب – مواد اولیه ج – انباشت تولید د- بازار صادرات

دوره رشد وپیشرفت : مدرنیزم وضعیتی است که پس از قرن 15میلادی ( رنسانس )‌دراروپا به  وجود آمد وتمام علوم وحوزه های مختلف را با محدودیت عقلانیت تحت تاثیر وتغییرقرار داد .

مدرنیزم الف – تمدن ب – فرهنگ – یکی از شاخص های مدرنیزم تحمل دیگری است .

2-  مقطع دوم – تا پایان دهه 70 قرن 18  اتفاقات قرن دوم الف – انقلاب کبیرفرانسه اولین انقلابی بود درسطح دنیا که وضعیت جهان دگرگون کرد ب – ظهورکشورهای جدید درحوزه نظام بین الملل بویژه امریکا ج – استعمارکه دراین مرحله ظهورزیادی پیدا کرد .

3-    مقطع سوم : تا سال 1925که جامعه جهانی کامل می شود اتقاقات مقطع سوم الف – 1918تشکیل جامعه ملل

4-  مقطع چهارم رقابت برای حاکمیت جهانی که درفاصله 1925تا 1965بوجود امد الف – جهان رقابت تسلیحاتی ب – رقابت برسرحاکمیت جهان ( نظام دوقطبی ) ج – رقابت فضای د – رقابت اقتصادی

5-   مقطع پنجم شروع بحران ها از سال 1965تا 1990 الف – کم کم بحران ها دراین دوره شروع شد ومنجربه فروپاشی شوروی شد ب- حاکمیت نظام تک قطبی به رهبری امریکا ج – حاکمیت سرمایه داری دراین دوره رشد فزایندی داشت .

 مهم

نظرات مالکومواترز درباره جهانی شدن :

مالکوم واترز از جمله نظرپردازنی است که به طورمشخص به تدوین نظریه درباره جهانی شدن پرداخته است . اومی کوشدپس از ارائه شناخت کلی از مدرنیته وفضای مدرن که درقرن 19میلادی بوجودآمدوبرزندگی برزندگی بشریت حاکم شد وباشناخت وتحلیل نظراتی که درباره جهانی شدن مطرح شده به فهم دقیق همه جانبه پدیده جهانی شدن بپردازد آراء ونظرات اوبیشتر تحت تاثیرنوشته های گیدنزورابرسون می باشد.

 مفهوم مدرنیته از نظرمالکوم واترز :

درست است که واترز جهانی شدن را بسط مدرنیته نمی داند ونمی خواهد مانندآنتی گیدنزآن را نتیجه طبیعی گسترش جهانی مدرنیته معرفی کند،امامفهوم مدرنیته ونحوه پیدایش آن را درفهم پدیدها واشکال جدید زندگی انسان درعصرجهانی حائزاهمیت می داند به عبارتی دیگردرک فرایندجهانی شدن که مرحله جدیددرزندگی اجتماعی انسان است بدون درک شرایط مدرن وتحولی که منجر به شکل گیری مدرنیته گردیده ، امکان پذیرنیست ازنگاه واترز هرچیزجدیدونورانمی توان مدرنیته تلقی کرد .امرمدرن محصول تحول زندگی انسان ازحالت سنتی به حالت جدیداست که خود ناشی از انقلاب های بزرگ اجتماعی – سیاسی – درامریکاواروپاوپس ازانقلاب های صنعتی درغرب بوجود آمدوشرایط زندگی انسان را درتمام عرصه ها به لحاظ ساختاری تحت تاثیرخود قرارداد .ازدیدگاه واترزمدرنیته پیکربندی وصورت بندی خاص اجتماعی – فرهنگی است که نمی توان آن را با یک صنعت یا مشخصه واحد توصیف کرد.

ویزگی مدرنیته از نگاه واترز :

1- نظام تولید مبتنی برصنعت فناوری وتقسیم کارتخصصی است 2-  رفتارانسان مبتنی برعقل گرایی وفایده گرایی ومحاسبه سودوزیان است 3-  عینیت های اجتماعی وفیزیکی از جمله کارانسان مانند کالا معامله می شود ( تخصص انسان از ارزش وبها برخوردار می شود .) 4- کنترل دولت بر اساس نقش اجتماعی افراد است ونه فضائل شخصی  5- حقوق شهروندی ومطالبه آن از دولت وجود  دارد 6- مبنای اصلی مشروعیت ومسئولیت پذیری ، افراد می باشند. 7- حوضه های ارزشی فرهنگ مثل زیبایی – حقیقت – اخلاق – از سایر حوضه های اجتماعی استقلال دارند. 8- واحدهای اجتماعی مثل خانواده – مدارس – کلسیاها – انجمن های داوطلبانه ازیکدیگرمتمایز هستند.  

 سه خصلت مهم مدرنیته از نگاه واترز:

1- نظام سرمایه داری 2- صنعتی شدن 3- عقلایی شدن یا عقلانیت

نظام سرمایه داری – تولیدانبوه – سود – بازارهای فرامنطقه ای رقابت آزادوجود دارد که باعث تغییردرزندگی ونهادهای اجتماعی می شود

صنعتی شدن – به عبارتی تبدیل شدن تولید از دستی به ماشینی که باعث تغییردرزندگی ونهادهای اجتماعی می شود.

عقلایی شدن یا عقلانیت – به عبارتی دورشدن از سنت .

این سه خصلت ازنظر واترزمنجر به خارج شدن اموراخلاقی از حوزه مقدسات عرفی شدن تقدس زدایی وسکولاریسم ازدیگرفرایندهای مربوط به عقلایی شدن دردرون مدرنیته است اما بسط مدرنیته به گونه ای است که به تدریج بخش های از زندگی انسان درقالب های جهانی  معنا می گیرد.

 تقسیم بندی منتقدین دوران  مدرنیته :

امروزه بسیاری از صاحب نظران به پایان دوره مدرنیته می اندیشندواترزاین دسته از صاحب نظران را به سه گروه تقسیم می کند. 1- مدرنیته سنت زدایی شده علیا . مشهورترین صاحب نظر طرفداران این  نظریه گیدنزولیش می باشد . این گروه مدرنیته را درمقابل سنت می دانند وآغاز مدرنیته را درقرن نوزدهم ونیمه نخست قرن بیستم دنبال می کند این دسته اعتقاد دارند که گرچه جوامع دراین دوره به سوی مدرننزیم حرکت کرده اند اما کاملا سنت زدایی نشده اندو به تدریج درشرایط جدید قرارمی گیرند که آخرین پست مانده های سنت نظیر خانواده – قومیت – زدوده شده ومدرنیته علیا درشرایطی که افراد هویت مسئولیت کامل یافته اند  ودرواحدهای بزرگ قرارمی گیرند پدیده می آیند.

2- پست مدرنیزیم – نویسندگانی چون لیوتار- جمسون – هاروی ازطرفداران این دوره محسوب می شوند آنها این دوره را متفاوت از دوره مدرنیته می داند وتفاوت اصلی را درحوزه فرهنگ جستجو می کنند ازنظر این دسته یک پارچگی فرهنگی به چند پارچگی فرهنگی تبدیل می شودوارزش های نسبی ونمادها جای تعهدات مشترک وارزش های قطعی را می گیرد.

3- مدرنیته اسیون – واترزاز طرفداران این نظریه محسوب می شود به طوری تعلق دارد که از نظر طرفداران آن مدرنیته وپست مدرنیته تنها ساخته ذهنی هستند واگر چه جوامع ازدوران مدرن عبورکرده اند اما نمی توان هیچ جامعه ای را  کاملا مدرن دانست .الگوی جدیدی که درحال شکل گرفتن است ناشی از تنش های دوران مدرنیته است که درحال رخ دادن می باشد . جامعه ای که درحال پست مدرن شدن است دو فراینداصلی را تجربه می کند 1- تمایز وتفکیک بیش ازحد که درآن واحدهای اجتماعی را یکدیگرتفکیک ومتمایزمی شوند 2- بی سازمانی که درآن نظام های مدرنیته دولت وکارخانه های بزرگ نمی تواند از عهده بحران ها وتقاضاهای مختلف برآیند ودرنتیجه آرام آرام افول می کنند.

 معنی ومفهوم جهانی شدن ازنگاه واترز :

واترز معتقداست همان طورکه دردهه 80پست مدرنیزیم مورد استفاده فراوان بوده دردهه 90باید جهانی شدن را رایج ترین اصطلاح علوم اجتماعی است .ازنگاه او جهانی شدن یک ایده کلیدی است که فهم دگرگون شدن فهم بشری درجهان سوم تنها به کمک آن امکان پذیراست . واترز پس ازبررسی گوناگون از جهانی شدن تعریف زیر را ارائه می دهد .

یک فرآیند اجتماعی که درآن محدودیت وقید بندهای جغرافیای از ترتیبات وتنظیمات اجتماعی وفرهنگی برداشته شده ومردم به طرز فزایندی از فروکش کردن این قید وبندها آگاه می شوند واترز معتقداست است رابطه نزدیکی بین جهانی شدن وسرمایه داری غربی وجود دارد بدین معنی جهانی شدن تا حدودی به اروپای شدن نزدیک است زیرا غیر سرزمینی شدن ( فرا سرزمینی شدن ) وزدودن محدودیت های جغرافیای وسرزمینی بیشتردراروپا اتفاق افتاده است اما درنهایت نمی توان جهانی شدن را مترادف غربی شدن با اروپای شدن دانست چرا که جهانی شدن یک فرایند اجتماعی است که دربطن جوامع درحال رشد می باشد ومانند مدرنیزاسیون به یک منطقه محدود نمی شود ( مانندمدرنیزاسیون که از یک منطقه ای آغاز شد وبه تمام دنیا گسترش یافت )

1-  نگاه اول جهانی شدن ازنظرواترز- از نظر واترز جهانی شدن ریشه درذات تاریخ می داند از طلیعه تاریخ نشانه های آن را قابل مشاهده می داند اما درنهایت این آثارجدید ومدون است که از قرن 19آغازوبه قرن بیستم وبه بعد کشیده می شود.

2-  نگاه  دوم – از نظر واترز جهانی شدن هم زادبا مدرنیزاسیون است وتوسعه سرمایه داری از این جهت یک پدیده متاخر محسوب می شود.

3-  نگاه سوم – نگاه جدید واخیری است که جهانی شدن با سایر فرایندهای اجتماعی که پسا صنعت گرایی یا پست مدرنیزیم بی سامانی سرمایه داری خوانده می شود در هم آمیخته است.

 شش دسته نظریه درباره جهانی شدن از نگاه واترز :

1-  نظریه های کلاسیک – نظریاتی که جهانی شدن را درگفتارجامعه شناسان کلاسیک جستجو کرده  وآن را نتیجه آن دیدگاه می داند.مثلا سن سیمون با بکار بردن مفهوم جهان معتقدبود که جدا شدن وتمایز پیدا کردن میان جوامع اروپایی وجدید که در اثر صنعتی شدن بوجود آمده با به هم پیوستن جوامع اروپای ودیگر جوامع جدید زمینه شکل گیری دوباره جهان به عنوان یک کل را فراهم می کند دراین دسته می توان ریشه های جهانی شدن را دردیدگاههای افراد چون دورکیم یا تامین جهانی عقلانیت مورد نظر مارکس وبر یافت وحتما نگرش اتو پیایی به جهانی شدن وبه هم پیوستگی کارگران جهانی را دراین دسته می توان  تحلیل وتفسیر کرد.

2-  نظریه های مدرنیزاسیون یا هم گرایی جهانی – این گروه از متفکران کسانی هستند که جهانی شدن را نتیجه فراگیری وجهانی شمولی امر مدرن دانسته وبه هم پیوستگی تدریجی جوامع مدرن را جوهر جهانی شدن می شمارد این نوع نگرش درنگاه افراد جامعه شناسانی چون تالکوت پارسونزریشه دارد به نظر او جهانی شدن می تواند نتیجه تکامل نظام اجتماعی مدرن وتوسعه محیط زندگی بشر تلقی شود نظریه پردازانی مانند کر – بل – هاربسیون دراین دسته قرار می گیرند.

3-  سرمایه داری جهانی – طرفداران این نظریه که به طورعمده پیروان مارکس محسوب می شوند جوهر اصلی جهانی شدن را درنظام سرمایه داری جستجو می کنند ازلین که امپرالیسم جهان شمول را درآخرین مرحله سرمایه داری می دانست . امانئول والرستین دراین دسته قرارمی گیرند.

4-  پیوستگی فراملی – دراین گروه متفکرانی مانند هدلبال – جمیزروزان مباحث جهانی شدن را درحیطه روابط بین الملل می داند واز آنجا که موضوع دوست ملت ها درکانون توجه دانشمندان روابط بین الملل می باشد. این دسته افراد توجه ویژه ای به دولت ملت ها دارد همه این صاحب نظران معتقدند پیوستگی های بین المللی درحال افزایش است ودولت ملت  ها بازیگران اصلی وتعیین کننده نظام جهانی هستند.

5-  دهکده جهانی – این گروه از نظرپردازان ادامه دهندگان نظریه مارشال مک لوهان هستند که گسترش جهانی ارتباطات را دلیل وپایه اصلی جهانی شدن بر می شمارد . وفناوری ارتباطات واطلاعات را عامل اصلی به پیوستن بازیگران وتغییرماهیت پدیده های جهانی می داند.

6-    نظریات اخیر جامعه شناسی جدید : خیلی مهم

نظریات اخیر جامعه شناسی بطور عمده به مفاهیم همچون پست مدرنیزیم یا فشردگی فضا وزمان توجه دارد پست مدرن ها مانند فرانس والیفتا ونظر پردازان فشردگی زمان وفضا مانند آنتونی گیدنز بخش عمده ای از دیدگاه های جدید درباره جهانی شدن مورد تاثیرخود قرار دادند نظر پردازان مثل ویلیام هاروی نیز دراین رشته قرار می گیرند. واترز معتقد است این گروه از جامعه شناسان با نام جامعه شناسان جهانی شدن معروف هستند دست کم دارای شش نکته می باشند.

1-  جهانی شدن با مدرنیزاسیون هم زمان بوده واز قرن 16میلادی آغاز وشامل نظامند شدن اقتصاد وروابط بین الملل بین دولت ها وشکل گیری فرهنگ ویا آگاهی جهانی است که درپایان قرن 20شدت گرفته است .

2-  جهانی دشن ورابط متقابل ونظامند تمامی پیوندهای اجتماعی برروی کره زمین است واتحاد وهمگونی جوامع بشری را افزایش می دهد .

3-  جهانی شدن پدیدار شناسی یک انقباض است منظوراز انتقباض کوچک شدن وفشردگی فضای روابط اجتماعی است که دراثرفشارهای جدید مسافت های جغرافیای حذف شده وعمومیت پیدا کردن زمان است .

4-    پدیدار شناسی جهانی شدن انعکاس از بسط آکاهی جهانی است وشناخت یک نظم جهانی وحقوق بشر است

5-  جهانی شدن شامل سقوط جهانی شمولی وخواست گرایی است .هر دواین گرایش ها مبتنی بر تمایز وتفکیک اساسی میان جوامع است یعنی محیط جهانی به گونه ای شکل می گیردکه به بیان واترزمی توانیم بگویم من خودم هستم ومن دارای حقوقی هستیم فارغ این اینکه عضو کدام جامعه یا گروه هستیم

6-  جهانی شدن مانند یک شمشیردو دم است ه یک سوی آن خطر وسوی دیگر آن امیدواعتماد است امید به گسترش امکانات وپیوندهای پرثمرجهانی وخطر جهانی شدن فقروناامنی .

 سه سطح متفاوت تحلیل درخصوص جهانی شدن از نگاه واترز :

1- اقتصاد وتولید 2- سیاست وامنیت 3- فرهنگ ( روابط متقابل نمادین فرهنگ واندیشه درعصر جهانی شدن )

1-اقتصاد وتولید – تولید طبقه جهانی برابربا جهانی شدن اقتصاد ازنگاه واترز اقتصاد جهانی به راستی درحال جهانی شدن است جهانی شدن درحوزه سرمایه – تولید – تجارت – نیروی کار – شاخص اقتصاد وتولید – 1- رشد تجارت – تشکیل سازمان های جهانی مثل wto وگات 2- رشد سرمایه گذاری جهانی – به تدریج درسرزمین های مختلف شکل می گیرد وسرمایه گذاری مستقیم خارجی خود را به سرمایه جهانی تبدیل می کند. 3- رشد شرکت های چند ملیتی – ازنگاه واترز بیشترین آمار وسرمایه دراختبار شرکت های چند ملیتی قرار دارد 4- وحدت سازمانی مالی – (گرایش به ادغام ویک پارچگی جهانی )5- ایجاد طبقه اجتماعی فراملی که هم منافع وعرصه تولید آنها جهانی می باشد . باعث توسعه امکانات زندگی بشریت می شود وایجاد شکاف طبقانی وانحصار درطبقات اجتماعی 6- حذف یا کاهش تعرفه های گمرگی سرمایه گذاری خارجی به حداقل می رسد .ازنگاه واترز آنجه که درپایان قرن بیستم تشخیص دادنی است افزایش فراوان وابستگی متقابل وپیوستگی میان جوامع وواحدهای اقتصادی مختلف درعرصه جهانی است که البته با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد

2- سیاست وامنیت – درعصر جهانی شدن کارهای بزرگ کوچک می شوند وکارهای کوچک را دولت – ملت ها بزرگ می کنند . اعتقاد واترز جهانی شدن باعث حذف دولت – ملت ها دربعد سیاسی کمک می کند دولت – ملت ها ازنگاه واترز  برای حل بحران داخلی عاجز می شوند وسازمان های بین المللی از نفوذ بیشتری برخوردار می شوند . واترز از بعد سیاسی اعتقاد دارد که حرکت کشورها درعصرجهانی به سمت سیستم های دموکراتیک است ودرسیستم های دموکراتیک مسائل مربوط به جهانی شدن با شدت بیشتری دنبال می شود . واترز درجمع بندی خودش از سیاست اعتقاد دارد به این که 1- مراجع سیاسی وفکری مختلفی برای مردم بوجود خواهد آمد 2- درهم آمیختگی موضوعات سیاسی واقتصادی – اجتماعی – شدت می گیرد. 3- سازمان های بین المللی جدید پدید می آید که برخی از وظایف حاکمیتی دولت را دراختیار می گیرند. واترز درنهایت اعتقاد دارد به این که قدرت های چند جانبه ای در عرصه جهانی ومحلی شکل خواهد گرفت ومسائل محلی دربستر جامعه جهانی ظهوروبروز می کند وسازمان های بین المللی قدرتمند تر شده وروابط بین الملل چند جانبه میگردد.

3- فرهنگ – از نگاه واترز مسئله فرهنگ قلب پدیده جهانی شدن است واترز دینای جدید را دنیای نمادها ونشانه ها می داند فشارهای که براثر فشارهای جدید ارتباطات واطلاعات به سادگی مبادله شده وبرای اثر گذاری نیا زبه عبور از فضاهای جغرافیای ندارد . واترز اعتقاد دارد که این نمادها ونشانه ها حوزه های اقتصادی – سیاسی را دربرگرفته وآنها را  متحول می سازد به گونه ای که اقتصاد وسیاست صرفا محل مبادلات مادی محض نخواهد بود واترز معتقد است جوهره جهانی شدن دراندیشه مذهبی وجود دارد ( مذهب جهانی شمولی ) ومی تواند درعرصه جهانی به نوعی مدارا ونسبی گرایی منجر شود وی اعتقاد دارد مدرنیزاسیون می تواند منبع ایجاد قرائتی جدید دردرون مذاهب شود به عبارتی دیگر از نظر واترز جهانی شدن مذاهب را واداربه نوعی نسبی گرایی خواهد کرد با این وجو آثارجهانی شدن صرفا درحوزه مذهب نسیت حوزه های چون اخلاقیات ونگرش های جهانگرا به گونه های مختلف درعرصه تفکر جهانی درحال رشد هستند.

واترز ابزارهای انتقال اندیشه فوق را درامکان جهانی شدن به شرح ذیل خلاصله می کند.

1- مینیاتوریزکردن ( همه فناوری به سوی کوچک  شدن پیش می روند )2-فردی شدن وقتی فناوری های اطلاعات وارتباطات دراختبار افراد قرار می گیردآنها به عنوان یک موجودمستقل با جهان نماها وارزش ارتباط برقرار می کنند.3- هم گرایی که فناوری های مختلف اعم از صوت –صدا – تصویر- گرافیگ وغیره دریکدیگر ادغام شده  ودرآن واحدبرای هرفردقابل استفاده خواهد بود 4- گسترش جهانی وسایل ارتباطی به تدریج برای بشتر مردمان جهان درشرایط اقیلمی وسنین متفاوت قابل بهره برداری می شود فرهنگ های متکثرومتنوع خودرا ازاین طریق عرضه کرده وافراد ازاین مسیرها هویت ها و ارزش های خودرا باز می یابند.

منبع:روابط عمومی Public relations

نویسنده : ناب دل بهروزی : ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱٩ امرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم